الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
280
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
اينكه شخصى كه به واسطه غيبت و يا تهمت سبب هتك شده به واسطه آن تعزير مىشود و آنچه از آبروريزى كه كرده و قابل جبران است بايد جبران نمايد ولى حق ادعاى خسارت مالى بر هاتك ندارد « 1 » و اعتبارى به گفته و كرده كفار نيست . سؤال 494 . در موارد ذيل كه جرح و قتل به طور عمد يا غير عمد توسط يك نفر صورت مىپذيرد آيا حسب مورد قصاص طرف در قصاص نفس و ديه عضو در ديه نفس تداخل مىكند ؟ الف - جرح و قتل با ضربه واحد انجام شود . ب - جرح و قتل با دو ضربه يا بيشتر انجام شود . ( در اين فرض ممكن است ضربات متعدد در زمانهاى متفرق يا متوالى انجام شود ) . جواب : نظير اين سؤال در سؤالهاى ديگر جواب داده شده و براى اجمال دليل به آنجا مراجعه شود . و حاصل جواب اينجا اين كه اگر ضربات متعدد بود با فاصله زمانى معتنابه به ديه اطراف در ديه نفس و يا در قصاص تداخل نمىكند و اگر با يك ضربه قتل واقع شود فقط ديه نفس يا قصاص بر جانى است ، ولى اگر با ضربات متعدده و پشت سر هم بدون فاصله زمانى معتد به قتل واقع شود و هر يك از آنها به تنهايى بتواند قاتل باشد احتياط مستحب در تصالح است اگر چه اقوى در اين فرض هم عدم تداخل است مثل اينكه دست و پاى او را به تدريج قطع كند و چشمهاى او را كور كند و بينى و گوش او را هم ببرد كه از بعضى جنايتكاران واقع مىشود و بعداً او را بكشد . البته ضربهاى كه
--> ( 1 ) و الدليل عليه أنه لم يتلف مالًا بل هتك عرضاً و هو ليس الا موجباً للتعزير لحرمته و اعادة ما ذهب من ماء الوجه به قدر الامكان .